شهر شوشتر
شوشتر از شهرستانهای استان خوزستان و
از طرف مشرق به مسجد سلیمان و از طرف مغرب به دزفول و شوش واز طرف جنوب به اهواز و
ازطرف شمال به دزفول و کوههای بختیاری محدوداست.این شهرازقرن ششم هجری که اهواز رو
به انحطاط رفت مرکزخوزستان شد و تا اواخر دوره قاجاریه مرکزیت خود را حفظ کرد. دژ
سلاسل که در شوشتر واقع بود، در آن زمان مرکز والی خوزستان بود . لقب این شهر ار
قدیم دارالمؤمنین (شهر مؤمنان) بوده است
طبیعت و جغرافیا :
شوشتر با مساحت ۲۴۳۶ کیلومتر مربع در شمال استان خوزستان کشور ایران، بین ۴۸ درجه
و ۳۵ دقیقه تا ۴۹ درجه و ۱۲ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و ۳۱ درجه و ۳۶
دقیقه تا ۳۲ درجه و ۲۶ دقیقه فرض شمالی از خط استوا قرار گرفته است. جمعیت ان
۱۸۵۶۲۴هزار نفر است(سرشماری سال ۱۳۸۵) و پنجاه و هفتمین شهر از نظر جمعیت در ایران
است و در استان خوزستان پس از کلانشهر اهواز و شهرهای دزفول و آبادان چهارمین شهر
بزرگ استان از لحاظ جمعیت محسوب می شود. موقعیت شوشتر در استان خوزستان مرکز و
متمایل به شمال است. از لحاظ طبیعی دامنه های پایانی کوههای زاگرس، مرز شرقی این
شهرستان و رود دز مرز غربی این شهرستان را تشکیل می دهد. میانگین ارتفاع شوشتر از
سطح دریا ۱۵۰ متر و ارتفاع نقطه مرکزی شهر از سطح دریا ۶۵ متر است. کوههای مشرف به
شوشتر فدلک نام دارند که پایان چین خوردگیهای زاگرس در جلگه خوزستان هستند. فاصله
شوشتر تا اهواز ۸۵ کیلومتر و تا تهران ۸۳۱ کیلومتر و تا خلیج فارس ۲۲۲ کیلومتر
است.
تقسیمات کشوری :
شوشتر تا سال ۸۳ دارای بخش های مرکزی و گتوند بود. با تبدیل بخش گتوند به شهرستان
گتوند، هم اکنون شهرستان شوشتر دارای بخش های مرکزی به مرکزیت شوشتر و شادروان به
مرکزیت گوریه است. شوشتر از اطراف با شهرستان های اهواز، دزفول، گتوند، رامهرمز،
مسجد سلیمان و شوش هم مرز می باشد. شوشتر از دو محله بزرگ موسوم به حیدرخانه یا
کهواز و نعمت خانه یا موگیهی تشکیل یافته که حیدرخانه مشتمل بر چهار محله بزرگ
ونعمت خانه مشتمل بر هشت محله بوده است که هر محله را خانی اداره میکرده است .
خوانین "حیدر خانه" سادات مرعشی بوده اند و خوانین "نعمت
خانه" سادات کلانتر بوده اند که تا زمان سید باقر خان کلانتر علاوه بر ریاست
بر محله "نعمت خانه" کلانتر شهر نیز بوده واز او بعنوان آخرین کلانتر
شوشتر یاد می گردد .از معروفترین کلانترهای شوشتر سید فرج الله خان بوده که همراه
برادر دیگرش سید نعمت الله خان مسئول اداره و امنیت شهر را دارا بوده اند .
شهر شوشتر توسط شاخه های مختلف رودخانه کارون به سه منطقه بافت قدیم، بُلِیتی، و مناطق جدید شمال شهر تقسیم شده است. منطقه بُلِیتی در شرق شاخه گرگر واقع شده است. مناطق جدید شمال شهر در شمال شاخه شطیط واقع شده و شامل مناطق شوشترنو، فرهنگ شهر، مهرشهر، کوی نیرو می باشند.بافت قدیم که همچون جزیره ای در میان شاخه های گرگر، شطیط، داریون و رَقَت قرار دارد، در دوران گذشته به چهارده محله تقسیم می شده که محله های شرقی به نام حیدرخانه یا کهواز و محله های غربی به نام نعمت خانه یا موگِهی نامیده می شده اند .
معنای کلمه شوشتر :
به گفته برخی کلمه «شوشتر» صفت تفصیلی از«شوش» یعنی «شوش» به علاوه«تر» می*باشد و شوش
به معنی خوب و شوشتر به معنی خوبتر است.
شوشتر پیش از اسلام :
پس از طوفان نوح مردم شوشتر در کپرها که از چوب و نی ساخته شده بود زندگی می کردند
و بعضی درغارها و جنگلها مسکن می نمودند.آنها در رنج و تعصببه سر می بردند و«هوشنگ
پیشدادی» فرمان داد که مردم خانه بسازند و خانه ها را نزدیک به هم بسازند. حصاری
به دورخانه ها بکشند و چون مردم درمساکن خودقرارگرفتند و از زحمت گرما و سرما و
باد و باران اسوده دل گشتند از اسیب سباع و حیوانات وحشی رهایی پیدانمودند این وضع
ایشان را بسیارخوش امد و آن شهررا شوش گفتند که به لغت قدیمییعنی «خوب».بعد از ان
در محل شوشتر فعلی وضع برای زندگی خوبتر و مناسبتر بود و درآنجا شهر دیگری ساختند
چون این محل ازشوش خوبتر وبهتر بود انجا را شوشتر نامیدند به زبان تازی شوشتر را
«تستر» گویند. باروی شوشتر باروی اول شهری است که بعد ازطوفان نوح بناشده است و
بعضی تستر را نام شخصی دانسته اند که شوشتر را فتح نمود.البته این موضوع صحت
چندانی ندارد.انچه را که از«تذکره شوشتر» نقل کردیم چه صحیح بدانیم و چه غلط، خود
دلیلی است برقدمت شهر شوشتر.
شوشتر پس از اسلام :
گذشته از اینکه شوشتر پیش از اسلام یکی از شهرهای مهم و حتی در اکثر موارد به عنوان
مرکز ایالت خوزستان و حتی پایتخت ایران بوده است، پس از ورود اسلام به ایران و فتح
این شهر توسط مسلمین نیز اهمیت خود را حفظ کرد و در ردیف مهم ترین شهرهای ایران
قرار گرفت و از آن پس بیش از سیزده قرن مرکزیت خود را حفظ نمود تا اینکه در ابتدای
حکومت پهلوی مرکزیت خوزستان از شوشتر به اهواز انتقال یافت. ذکر این نکته نیز لازم
است که اگرچه مراکز ایالات همواره از اهمیت خاصی برخوردارند و به لحاظ این جایگاه
توجه بیشتری جهت آبادانی آنها صورت می پذیرد اما در این خصوص مرکزیت شوشتر همواره
از این مزیت بی بهره بوده و نتیجه معکوس داشته است و به این خاطر است که مرکز
استان خوزستان، یکی از استراتژیک ترین استان های کشور بوده و بنادر متعددی نیز
داشته از جمله خود شوشتر که شهر بندری بوده و تا یکصد سال پیش در رود کارون تا
شوشتر کشتیرانی رواج داشته است. همچنین محل ارتباط بین ایران و اعراب بوده که این
خصوصیت ها باعث می شده تا همیشه شوشتر در کشمکش بین حکومت ها، گروه ها و قبائل
مختلف باشد و هر چند ساله یکبار به این شهر هجوم آورند.
شوشتر از دیدگاه تاریخ نویسان :
حمدالله مستوفی درباره شهر شوشتر چنین گفته است: «اول ان را هوشنگ پیشدادی ساخت وخراب
شد. اردشیر بابکان تجدید عمارات کردوشکلش برمثال اسب ساخت.»درزمان شاپور ساسانی
اسیران رومی روی رود کارون سدی بستند و جوی «دشتاباد» که مدارولایت تستربران است
به سبب ان بندجاری شد.دوران شهرپانصدگام است وچهاردروازه داردوهوایش به غایت گرم
است. زمینش برای کشاورزی بسیارمناسب است وغله وپنبه ونیشکردرانجابه خوبی به عمل می
ایدومردم انجانیکواعتقادوسلیم طبع وبه خود مشغول ودرایشان هیچ فتنه وفضولی
نبود.دیبای شوشترمعروف بودوان رابه همه نواحی دنیامی بردند.حتی
پرده کعبه وبیت الحرام ازدیبای شوشترتهیه می شدوگویاپردههای قصرخلفای عباسی نیزازشوشتربرده
می شد.«مقدسی» می گوید «بافندگان ماهرپنبه ودیبادران بسیارند.ازهمه
شهرهابرتراست.اضداد را درخود جمع و نزدجهانیان شهرت دارد . باغهایش پر از اترج و انارخوب
و انگور و گلابی عالی وخرما می باشد. بهشت خوزستان است.دیبای ان به مصروشام می برند.مردمش
باخوشی می*گذرانند.ازمیوه ودیگرخیراتش که مپرس.مراخوش امدوان راپسندید م.درتابستان
ابی سردداردکه درکاریزدرزیرزمین روان است.پلی درازدرسمت جندیشاپورباقایقهاساخته
اندوجزان راه ندارد.برسرپل گردشگاهی هست وگازران در آنجایند» در«تقویم البلدان» به
نقل از«اللباب»و«العزیزی»امده است"تسترشهری است ازکوره اهوازازخوزستان. تستردروسط بلاداست ودرهمه بلاداهواز
حدود و ثغوری جز در تستر نیست.چنانکه قبایل را در هر یک جای معینی است.هیچ شهری قدیمی
تر از تستر نیست.
درباره آبادی مرکز خوزستان در کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» تألیف
«ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی» جهانگردی از بیتالمقدس آمدهاست:
«شوشتر در همه این سرزمین، خوشتر، استوارتر و مهمتر از آن شهری نباشد. نهر به دور آن میچرخد نخلستان و باغها آن را فرا گرفتهاند. بافندگان ماهر پنبه و دیبا در آن بسیارند از همه شهرها برتر است، اضداد را در خود جمع و در نزد جهانیان شهرت دارد. و دربارهاش گفتهاند آن همچون بهشتی است. باغهایش پر از ترنج و انار خوب، انگور و گلابی عالی و خرما میباشد. بهشت خوزستان است دیبای آن را به مصر وشام میبرند، مردمش با خوشی عمر میگذرانند.»
همچنین در سفرنامه «ابن بطوطه» جهانگرد مراکشی میخوانیم:
«سر انجام به شهر تستر (شوشتر) رسیدم که در قلمرو اتابک و سر حد بین دشت وکوهستان است. شهری بزرگ، زیبا، خرم و دارای پالیزهای نیکو و باغهای عالی است این شهر محاسن زیاد و بازارهای معتبر دارد و از شهرهای قدیمی است. در دو طرف رودخانه باغ قرار دارد و محاذی دروازه دسبول مانند بغداد و حله جسری از کشتیهای کوچک درست کردهاند، میوه در تستر فراوان است، خیرات و برکات این شهر بسیار و بازارهای آن در خوبی بیمانند میباشد.»
سلطنت یزدگرد سوم مقارن با آغاز خلافت
ابوبکر، نخستین خلیفة اسلام بود. در زمان او اعراب که قومی بادیه نشین بودند، در
زیر رایت اسلام متحد شدند و به فرمان ابوبکر نخستین خلیفة راشدین به ایران هجوم
آورده و ایرانیان را به دین اسلام فرا خواندند. چون دولت ایران از پذیرفتن دین
اسلام سر باز زد، اعراب مسلمان به طرف ایران سرازیر شدند و جنگهای ایران و عرب از
سال ۶۳۳تا۶۴۳ میلادی بطول انجامید که مهم*ترین آنها: جنگ قادسیه، جلولاء و نهاوند
است.
جنگ قادسیه در رمضان ۱۴هجری مطابق با ۶۳۶ میلادی در محلی به نام قادسیه در پانزده
فرسنگی شهر کوفه روی داد. سردار ایران رستم فرخزاد بود که ایران سپهبد یعنی
فرمانده کل قوای ایران لقب داشت. سردار لشکر عرب سعدبن ابی وقاض از اصحاب رسول
الله بود. شوشتر از دو محله بزرگ موسوم به "حیدرخانه یا کهواز" و
"نعمت خانه یا موگیهی" تشکیل یافته که "حیدرخانه" مشتمل بر
چهار محله بزرگ و "نعمت خانه" مشتمل بر هشت محله بوده است که هر محله را
خانی اداره میکرده است . خوانین "حیدر خانه" سادات مرعشی بوده اند و
خوانین "نعمت خانه" سادات کلانتر بوده اند که تا زمان سید باقر خان
کلانتر علاوه بر ریاست بر محله "نعمت خانه" کلانتر شهر نیز بوده واز او
بعنوان آخرین کلانتر شوشتر یاد می گردد .از معروفترین کلانترهای شوشتر سید فرج
الله خان بوده که همراه برادر دیگرش سید نعمت الله مسئول اداره امنیت شهر بوده اند
. اما معروفترین کلانتر شوشتر سید باقر خان کلانتر بوده که با قشون انگلیس و عمال
آنها مبارزاتی خونین را رقم میزند اما سرانجام دستگیر شده و به همراه تعدادی از
بستگان به هند تبعید میگردد . پس از دستگیری سید باقر خان کلانتر به توصیه عمال
انگلیس، کنسول انگلیس دستور غارت و ظبط اموال سادات کلانتر را صادر کرده و از جمله
فرمان تیر باران شانزده تن از سادات کلانتر را در قلعه سلاسل می دهد و خانه سید
باقر خان که در آن زمان جزئ عمارات مجلل شهر بوده جایگاه کنسول گری انگلیس میگردد
. در این میان برادر دیگر سید باقر خان کلانتر که سید عزیزالله خان نام داشته و
جزه روحانیون بوده با لباس مبدل عشایری و تحمل مشقات بسیار خود را به تهران رسانید
و به داد خواهی پرداخت . اگرچه در محیط آنروز تهران گوش کسی به چنین حرفهایی
بدهکار نبود ولی سر انجام سید عزیزالله خان موفق شد که دولت وقت را وادار سازد با
حکومت انگلیس مزاکره کرده و موافقت آنان را با رهایی سید باقر خان و بستگانش و
استرداد اموال آنها جلب نماید . به این ترتیب سید باقر خان کلانتر پس از تحمل چهار
سال تبعید به ایران برگشت اما بازگشت او به شوشتر سه سال بعد بود و او در این مدت
در تهران ماند در همان هنگام شیخ خزعل در خوزستان با سید باقر خان بنای ناسازگاری
گذاشته و به انحائ مختلف در صدد آزار و اذیت بر میاید . سید باقر خان به ناچار به
رئیس الوزرای وقت "مستوفی الممالک"شکایت میبرد . مستوفی الممالک به سید
باقر خان توصیه می کند که با شیخ خزعل از در سازش در آید . اما در همین حال وقایع
سیر دیگری میپیماید و سردار سپه که پس از استعفای مستوفی الممالک دولت را قبضه
نموده بود شیخ خزعل را از میان بر میدارد و در نهایت فرصتی برای سازش سید باقر خان
کلانتر و شیخ خزعل باقی نمی ماند و سید باقر خان پس از این واقعه به آسودگی در شهر
میزست و حتی در سالهای پایانی عمر رئیس انجمن شهر میگردد . مرحوم سید باقرخان
کلانتر سخت پایبند سنن ملی و مذهبی بود . یک بار در مسافرتی به عتبات با اصرار به رعایت
یک سنت مذهبی شیعه نزدیک بود کار را به جا های باریک بکشاند . عکسی که در حدود سال
1309 هجری خورشیدی از او بجا مانده او را با لباس بلند ایرانی و کلاه ماهوت بدون
لبه نشان میدهد در حالیکه در آن هنگام استفاده از کلاه پهلوی لبه دار اجباری و
پوشیدن لباس های سنتی ممنوع بوده است سید باقر خان کلانتر در سال 1353 هجری قمری
در شوشتر در گذشت و جنازه اش را به نجف اشرف حمل نموده و در آنجا مدفون نمودند .
از جمله طوایف مهم عرب زبان شوشتر طایفه اعراب کعبی و اعراب آل کثیرند که هر دو به
واسطه ازدواج دختران شیوخشان با سید محمد خان کلانتر فرزند سید باقر خان کلانتر با
سادات کلانتر ارطباطات نزدیکی دارند .
جنگ مدت چهار روز به طول انجامید. رستم فرخزاد بر اثر حادثه*ای مجروح شد و به دست
عربی به نام هلال بن علقمه به قتل رسید و درفش معروف کاویان که نشانة فتح و پیروزی
ایران در جنگها بود به دست عربها افتاد. اعراب بر اثر این فتح سراسر خاک عراق فعلی
رابه تصرف در آورند و در سال ۱۵ هجری تیسفون پایتخت امپراتوری ساسانی را بدون هیچ
مقاومتی تسخیر کردند وبه غارت آن شهر تاریخی پرداختند.
یزد گرد پس از فرار از پایتخت به حلوان در محل قزل رباط کنونی که محل استواری در
کوههای زاگرس بود، عقب نشست وقریب صد هزار لشکر فراهم آورد. مدت هشتاد روز سپاه
ایران به سرداری مهران در برابر اعراب ایستادگی کرد. سرانجام مهران نیز کشته شد و
لشکر عرب در این جنگ هم پیروز گردید. این نبرد که به جنگ جلولاء معروف شد، در سال
۱۶ مقارن با ۶۳۸ میلادی روی داد و پس از این شکست بود که یزدگرد به ری گریخت.
جنگ نهاوند، آخرین جنگ مهمی بود که در سال ۲۱ هجری مقارن با ۶۴۲ میلادی در حوالی
شهر نهاوند با اعراب روی داد. در این جنگ نیز ایرانیان شکست خوردند و نتیجه آن
برای اعراب بقدری درخشان بود که این جنگ را فتح الفتوح نامیدند
به طور کلی شوشتری منصوب به شهر شوشتر
است و در اصل ساکنین اصیل شهر شوشتر در استان خوزستان ایران را شوشتری می نامند
اما امروزه دیگر نمی توان گفت که شوشتری دقیقا به معنای اهالی شهر شوشتر است زیرا
که آنقدر اقوام دیگر به شوشتر و همچنین شوشتریان به مناطق دیگر مهاجرت کرده اند که
تقسیمات جغرافیایی را نمی توان ملاک واقعی تقسیمات قومی دانست. مثلاً در شوشتر
علاوه بر شوشتریان، درصد بالایی از جمعیت شوشتر نیز مختص بختیاری ها و عرب هاست.
همچنین در صد بالایی از جمعیت اهواز، و البته درصد پایینی از مردم آبادان، خرمشهر
و مسجدسلیمان نیز شوشتری تبارند.(احمد نجفی شوشتری(کارآگاه علوی) و شهید جهان آرا
از جمله شوشتری های مقیم خرمشهر بوده اند)
در استان خراسان نیز شوشتری تبارهایی زندگی می کنند که در دوره های مختلف مهاجرت
نموده اند. مثلاً خانواده های با نام خانوادگی «شوشتری» در خراسان، عده ای از
بزرگان شوشتر بوده اند که طی دوره های مختلف به این منطقه مهاجرت کرده اند.(اسماعیل
شوشتری وزیر سابق دادگستری، حجه الاسلام شیخ علی شوشتری فرمانده سپاه وکمیته و دو
دوره نماینده نیشابور در مجلس وامام جمعه یاسوج و گرمسار واکنون ازقضات دیوان عالی
کشور و سردار نورعلی شوشتری از فرماندهان دلاور سپاه اسلام و جانشین فرماندهی
نیروی زمینی سپاه، سیدمحسن شوشتری مدیرعامل شرکت قطار شهری مشهد ، سیدجمال شوشتری
مدیر روابط عمومی نمایشگاه بین المللي مشهد ، امیررضا شوشتریان نایب رئیس بورس
زعفران در مشهد ، سید امیر شوشتری معاون آموزش و پرورش خراسان رضوی ، مرحوم شیخ
فضل الله شوشتری امام جمعه فقید فاروج ، حمیدرضا شوشتریان رئیس هیأت مدیره انجمن
صنفی مدیران مطبوعات خراسان ، هادی شوشتری
کاندیدای نمایندگی مردم قوچان در مجلس
هشتم، سید جمال شوشتری مدير روابط و امور بين الملل نمايشگاه بين المللي مشهد ،
سرپرست یگان حفاظت میراث فرهنگی خراسان رضوی و... از این جمله اند.)
شوشتریان در خارج از کشور اغلب در کشورهای عراق، هندوستان و تانزانیا هستند.
در عراق و بویژه عتبات عالیات شوشتریانی بوده و هستند که علمای دینی و یا طلاب
بوده اند که مدتی را در عراق سپری کرده و بازگشته اند یا اینکه بطور دائم ساکن
آنجا هستند. حتی شوشتریان در نجف اشرف صاحب حسینیه ای تحت نام «حسینیه شوشتریها»
هستند.(در وصیتنامه علامه محمدتقی شیخ شوشتری نوشته شده:«..قرار دادم ابتدا
کتابهایم را به عنوان وقف عمومی از ثلث محسوب شده و اگر میسر بشود در اتاقی که
هستند باقی بوده و طبقات از آنها استفاده کنند، والّا در مقام سید محمد بازار. و
اگر در این شهر استفاده از آنها نشده به نجف در حسینیه شوشتریها نقل بشوند...»
-مراجعه کنید به کتاب آفتاب شوشتر-چاپ اول ص۱۴۷)
در کشور هندوستان شخصیتی مانند علامه قاضی نورالله شوشتری معروف به شهید ثالث ،
میر عبداللطیف خان شوشتری صاحب تحفه العالم و مفتی محمدعباس شوشتری (و
بسیاری دیگر که مجال ذکر آنها در این نوشتار نیست) از جمله کسانی هستند که می توان
آنها را مثل زد. تکیه شوشتریها در بمبئی
نمونه ای از این حضور است.
در تانزانیا در شهرهای زنگبار، باگومایو و تایورا خانواده های شوشتری تبار به همراه شیرازی تبارها
سکونت دارند.
راه های معیشت :
چنانکه پیشتر اشاره شد شوشتریان از قدیم الایام شهرنشین بوده اند و طرز زندگی آنان
شهری است و اولویتهای معیشتشان صنایع، تجارت و بازار و کشاورزی است.
صنایع: مجموعه آبشارهای شوشتر به عنوان یک مجموعه بزرگ
صنعتی باستانی دلیلی قاطع بر اهمیت صنعت بین مردم شوشتر بوده است. مادام ژان دیولافوآ
این مجموعه را بزرگ ترین مجموعه صنعتی پیش از انقلاب صنعتی می داند(کتاب ایران، کلده و شوش). مجموعه آبشارها
بیشتر مربوط به تولید صنایع غذایی بوده و صنایع نساجی نیز جایگاه ویژه ای بین مردم
داشته و دارد. چنانکه هماکنون عمده فامیل های قدیمی شوشتریها به همین صنعت اختصاص
دارد.(عباباف، دیبایی، کجباف، شالباف، حلاج، خیاط و...) در گذشته بهترین بافندگان
پرند و حریر و دیبا از شوشتریان بودند. در ادامه به تعدادی از متون در رابطه با
دیبا، پرند و حریر شوشتر اشاره می کنیم:
نام ششتر در ادب و روایات ایرانی با «دیبا» و «دیبه» همراه بوده و دیبای شوشتر در
همه جا زبانزد است.(فرهنگ اساطیر، دکتر محمدجعفر یاحقی-ص۱۹۹به بعد)
از شوشتر جامه های دیبای گرانمایه خیزد و کسوت خانه کعبه سازند آنجا، و سلطان را
آنجا طراز باشد.(المسالک و الممالک، اصطخری، ص۹۲)
دیبای شوشتر معروف است و آن را به همه نواحی دنیا می برند و در زمان حیات استار
کعبه و بیت الحرام از دیبای کعبه تهیه می شد تا آنگاه که سلطان فقیر گشت و بدرود
زندگی گفت و این فریضه از وی ساقط شد. برای همه پادشاهان عراق در شوشتر طراز آماده
می کنند.(سفرنامه ابن حقول(قرن۴) ص۲۸)
اهالی شوشتر در بافتن پارچه*های ابریشمی و نخی استادند و دیبای شوشتر همه جا معروف
است.(مقدسی(قرن۴)-ج۲-ص۶۱۱)
صبا را ندانی زعطار تبت - - - زمین را ندانی ز دیبای ششتر(ناصرخسرو:دیوان
اشعار-ص۲۱۱)
گوید در آفرین تو هر روز مدحتی - - - آراسته بگونه دیبای
شوشتر(عبدالواسع جبلی در مدح سلطان سنجر)
گه از سنبل حجابی بر فراز پرنیان پوشد - - - گه از عنبر نقابی بر طراز شوشتر بندد(عبدالواسع
جبلی در مدح معشوق)
در آب و آتش راندم همی گشت مرا - - - به مدح شاه چو دیبای ششتر آتش و آب(مسعود سعد)
چندین حریر و حله که پوشید بر درخت - - - مانا که برزدند به قرقوب و شوشتر(کسایی)
مه طرازی است بدست چپ گردون شب عید - - - نقش آن گویی در شوشتر آمیخته اند(خاقانی)
سوس را با پلاس کینی نیست - - - کین او با پرند شوشتر است(خاقانی)
خود دل و طبع او ز سیم و شکر - - - کان طمغاج و باغ شوشتر است(خاقانی)
حبش را زلف بر طمغاچ بندد - - - طراز شوشتر در چاچ بندد(نظامی)
هست بر هر بام گوئی صد بهار قندهار - - - هست در هر کوی گویی صد طراز شوشتر(قطران)
از روی چرخ چنبری رخشان سهیل و مشتری - - - چون بر پرند ششتری پاشیده دینار و
درم(لامعی)
تجارت و بازار: شوشتر به دلیل موقعیت ویژه ای که دارد و بین دو ایل لر
بزرگ(بختیاری) و اعراب خوزستان قرار دارد همواره در طول تاریخ محل تامین نیازهای
ایلهای پیش گفته بوده و بر این اساس بازارهای آن همیشه پر رونق اند. قیصریه شوشتر
(بازار چهارسو) تا نیم قرن پیش وجود داشته و با احداث خیابان های مرکزی شهر هیچ اثری
از آن باقی نمانده است. اما کاروانسراهای بسیاری هنوز حکایت از شکوه بازارهای
قدیمی دارد. ابن بطوطه، جهانگرد مراکشی شوشتر را اینگونه توصیف می کند:
«شهری بزرگ، زیبا، خرم و دارای پالیزهای نیکو و باغهای عالی است این شهر محاسن
زیاد و بازارهای معتبر دارد و از شهرهای قدیمی است. در دو طرف رودخانه باغ قرار
دارد و محاذی دروازه دسبول مانند بغداد و حله جسری از کشتیهای کوچک درست کرده اند،
میوه در تستر(شوشتر) فراوان است، خیرات و برکات این شهر بسیار و بازارهای آن در
خوبی بی مانند می باشد.»
هماکنون هم بازار شوشتر جزو بازارهای پر رونق خوزستان محسوب می شود. شوشتریان
مانند اصفهانی ها کاملاً با فنون تجارت آشنایند و ازین رو است که اغلب سرمایه داران
و بازاری های اهواز، خرمشهر، مسجد سلیمان و برخی سرمایه داران بازار بزرگ تهران را
شوشتریان تشکیل می دهند. در تجارت با خارج از مرزهای ایران نیز شوشتری ها حرفی
برای گفتن دارند. همکنون بسیاری از اسناد و فاکتورهای تجارت، بخصوص با شهرهای
هندوستان و آفریقا بین خانواده های شوشتری به یادگار نگهداری می شود.
کشاورزی: کشاورزی نیز به دلیل حاصلخیز
بودن جلگه خوزستان و وجود آبهای فراوان در بین تمامی خوزستانی ها از جمله شوشتریها
مرسوم بوده است. وجود سدها و قناتهای متعدد همه به رونق کشاورزی این دیار یاری می رسانده
اند. دشتهای عمده کشاورزی شوشتر دشت میاناب، دشت عقیلی و دیمچه بوده است.
شوشتریان از نظر فرهنگی :
شوشتر از لحاظ ادبیات (شعر، ترانه، ضرب المثل، حکمت، لطیفه و طنز) و همچنین موسیقی
بسیار غنی است. مثلاً از لحاظ موسیقی نام شوشتری به عنوان یکی از انشعابات دستگاه
شور در موسیقی سنتی ایرانی ثبت شده است . از میان شوشتریان دانشمندان، علما،
مجتهدین و شخصیتهای برجسته ای همچون ابوالعلاء شوشتری، قاضی نوراله شوشتری،
پروفسور نادر شوشتری شیخ مجتهد شوشتری و شیخ محمد تقی شوشتری برخاسته اند به عنوان
مثال مرحوم علامه آیت الله العظمی شیخ محمد تقی شوشتری معروف به شیخ شوشتر که مردم
خوزستان احترام زیادی بر او قائل بودند و هستند و ایشان کسی بودند که مرحوم دکتر
شریعتی درباره شان در کتاب انسان و اسلام (صفحه هشتاد) نوشته است: «کوهی از علم و
تحقیق و در کنارش انبوهی از کار، در گوشه دورافتاده شوشتر نشسته و نامش را هم کسی نشنیده است» آیت
الله امجد در مورد آیت الله شوشتری گفته: «شیخ شوشتری در زمان حیاتشان برای شوشتر منشاء
برکت و در زمان وفاتشان نیز با برجای گذاشتن کتابهایشان در کتابخانه آستان قدس رضوی
برای مردم این منطقه برکتی است که هر شوشتری با افتخار خود را به جناب شیخ مرتبت و
متصل می کند...در شخصیت شیخ شوشتری نقاط ناشناخته ای است که شاید به این زودی ها
شناخته نشود» شیخ شوشتری یکی از بزرگ ترین علمای رجال و عالم شیعه و تسنن بود که
کتابخانه شیخ در سال ۷۴ هم زمان با سال وفاتش به آستان قدس رضوی اهدا
شد.(لینک)یاداشت افزوده شده براساس سفرنامه حاج میرزا عبداغفار نجم الملک است
دانشمند دوران اخیر بسال ۱۲۹۹ هجری قمری بدستور ناصرالدین شاه قاجار برای بازدید
سد اهواز وکارمای مهندسی به خوزستان رفته است درصحفه ۳۰ سفرنامه خود بنام سفرنامه
خوزستان بقلم اورده شوشتر دو میدان بزرگ دارد دنبال همدیگر بعرض ۴۰ دزع وطول دویست
دزع که تمام دکاکین در انجاست عمده اهل شوشتر عبابافی سی دستگاه می شود دیگری قالی
بافی که احرامی گویند ازهمان قالیهای معروف شوشتری است سابق چندین دستگاه بوده
تنزل نموده حلا ۴ دستگاه است ازتجار معروف شوشتر حاجی عبدالحمید پاپهن است وحاجی
محمدرضا عظیم که دو بپول ایلخانی (حسینقلی خان ایلخانی هفت لنگ)وخانوادهاش تجارت
می کنند مذکور شد که هشتاد هزار تومان وجه نقد نزد انهاست۰ کنون عمده اهل شوشتر
ودزفول دربلاد عثمانی پراکندهاند بصره وحله خاصه در عماره عثمانی. مردم شوشتر مثل
مردم ذزفول کنگی بر پیچیده انددر شوشتر چند امامزاده است.بزرگ ترین مسجد انجا جامع
است که هفتاد ذرع در هشتاد ذرع می شود.
موسیقی شوشتری :
مایه و گوشه شوشتری در موسیقی ایران معروف است، آهنگ شوشتری گوشه ای است از دستگاه
همایون. از همایون دو گوشه مشتق می شوند: یکی گوشه شوشتری و دیگری اصفهانی. شوشتر
بر روی تمام دستگاه های موسیقی ایران آهنگهای محلی دارد و برای هر کدام از
دستگاههای موسیقی ایران یک ردیف محلی در شوشتر اجرا می شود. برای نمونه ردیف
دستگاه شور بدین قرار است:دشتی، درفیلی، نظامی، بختک یا کمری، غم انگیز، قره
العین، نورالعین، دشتستانی، مکوندی و دشتی راستا. خود مایه شوشتری را، اگر
شوشتریها بخوانند اصل آهنگ است، زیرا همان مایه شوشتری با اشعار محلی خوانده می شود
و گیراتر است. بر هر دستگاه موسیقی ایران، شوشتر یک ردیف محلی موافق همان دستگاه
را دارد.جز آذربایجان، به ویژه تبریز، گمان نمی رود در هیچ یک از شهرهای ایران روی
دستگاههای موسیقی ایران این قدر ردیف محلی داشته باشند. در هر شهری تنها بر روی یک
یا دو دستگاه از موسیقی ایران ردیف محلی دارند، یعنی آواز محلی را موافق یک یا دو
دستگاه می خوانند، اما در شوشتر موافق همه دستگاهها آهنگ محلی دارند. اغلب
باغبانها، بافنده ها و بیشتر مردم، موسیقی را خوب می دانند و محلی خوب
میخوانند.(افشار سسیستانی، ایرج، خوزستان و تمدن دیرینه آن، ج۲، ص۷۲۵و۷۲۶)
سلام ، این وبلاگ جز دلنوشته های یک فرزند خوزستان چیز دیگری نیست . دلنوشته هایی که چون از دل برمی خیزد امید است که بر دل نشیند . از آنجا که این وبلاگ یک ویلاگ تحقیقاتی می باشد از تمامی عزیزانی که از مطالب آنان اسفاده شده است حلالیت می طلبم .